حوری خاله، هر صبح خانه را با عطر چای تازه و مهربانی بیدار میکرد.
کنار سفرهی سادهاش، همیشه جایی برای مهمان و رهگذر بود.
دستان پرچینش، قصهی سالها زحمت و عشق را در دل خود داشت.
هر جرعه چای، خاطرهای از روزهای دور را برایش زنده میکرد.
حوری خاله میگفت: «خانهای که در آن مهر باشد، همیشه گرم است.»
دیوارهای سادهی خانه، شاهد خندهها، اشکها و امیدهای یک عمر بودند.
او باور داشت که نانِ کم، اگر با محبت تقسیم شود، برکتش چند برابر میشود.
غروب که از راه میرسید، دعایش بدرقهی همهی عزیزانش بود.
و نام حوری خاله در دل هر کسی که او را میشناخت، با مهربانی، صبوری و عطر چای تازه گره خورده بود
این کارت پستال عاشقانه
با خط نوشته ای از حنای قصه
تقدیمتون میشه
ارسال رایگان